غذای مخصوص
سرت كلاه رفت دختر! درسته دزديدنت كه نهار مهمونت كنن ولی خب اينهمه واست احترام و كلاس نذاشتن كه واسه اولين بار تو عمرشون به افتخار ورودت غذا بپزن و يه غذای فريز شده را گرم نكنن!
سرت كلاه رفت دختر! يه روز تاريخی را از دست دادی. قرار بود تو تاریخ ثبت كنن.
حالا من بی اجازه لابلای افكارت ثبت می كنم. تقصير خودته! اگه مونده بودی يه اجازه حداقل می تونستم ازت بگیرم.
يك ساعت حاضر شدن و جلو آينه وقت گذاشتن و هی رژ گونه زدن و بعد با دست پاك كردن و باز رژ گونه زدن هم نداشت!
تازه اون موقع هم از هول يادت نمی رفت كه كرم زدی بدون اينكه صورتت را بشوری و مجبور نمی شدی بدویی سمت دستشویی و صورتت را بشوری. بعد كرم بزنی! كلی هم صرفه جویی می شد تو مصرف كرم و اسراف! نمی شد بابت حواس پرتیت!
همينجوری هم بهت نهار می دادیم. نياز نبود اينهمه موهات را شونه كنی، كلی فكر كنی كه موهات را ببری بالا بيشتر بهت می ياد يا فرق كج بهتره؟ و هر يه مدت مدلش را عوض كنی!
تازه نمی خواست عزا بگيری بابت اينكه چرا تو خونمون ژل نداریم و دست واكسيت!! را به سر و صورت و لباست هم بمالی! يه ذره خوددار باش دختر!
رژ را بايد آخر زد!! بالاخره خوردیش يا چيزی ازش باقی موند؟
تازه اگه می موندی ديگه نياز نبود یادآوری كنم عجله نكن واسه روسری سر كردن. روسری گذاشتن كه ديگه مراسم نمی خواد! حالا تو بگو عجله ای كه نمی شه.
بدون جوراب هم قبول بود! اونم بدون جوراب نوی مارك دار..
پدر داماد آينده !! باز هم نهار دعوتت می كنه، باز هم فرصت ديدنش پيش می ياد ولی دنيا كه هميشه آشپزی نمی كنه، اونم آبگوشت! شايد يك بار در صد سال پيش بياد..
امضاء