وجودم را به آتش بکش ای مهربانترین مهر

 نگاهم را در خود بسوزان

در تلاتم لحظه های بی بازگشت

آنزمان که تنم را در بی انتهای دستانت گم میکنم

آنزمان که تو را با شوق میخوانم

و آنزمان که تو را در وجودم به تصویر میکشم

در نگاهم گم شو

در وجودم محو شو

در خواهش دستانم بی پروا به آتش بکش

بسوزان

محو کن

آتش بزن آتش بزن

در آخرین حد

در بی انتها ترین

تا در تو گم شوم محو شوم

بمیرم

تا تو را در بی انتها ترین لحظات

در بلند ترین ثانیه ها در خود بسوزانم

در حسرت بی انتهای وجودم سرک بکش

مرا بسوزان بسوزان بسوزان